زیبای ِ من
فاصله میان ِ من و تو نه هفت دریا که یک دل ِ دریایی بود تو مدام خوابش را میدیدی و من در حاشیه ی ِ سیاه و سپید ِ روزها همچون لاک پشت ِ پیری پا می کشیدم و در کوچه ها میرفتم میرفتم میرفتم
آه زیبای ِ من بیراهه ها چه سر راست بودند و ما چه سر به زیر و زمان چه اصراری داشت برای ِ همیشه دیر شدن
نگاه کن ببین که دریچه های ِ آن آینه ی قدی چه زود مسدود شدند و چه فراموشی ِ غریبی میهمان ِ ناخوانده ی ِ باغچه ی ِ کوچک ِ ما شد تو چه ساده با باد ِ سردی که فاصله ها را پر میکرد برای ِ روشن کردن فانوسهای ِ بیداری رفتی و من چه سخت از حاشیه ی ِروزها و کوچه ها خسته شدم.
آه زیبای ِ من .. چه جاودانه زیبا بودی وقتی که تنها بودم وقتی که دیگر وقتی نمانده بود برای ِ زود شدن وقتی که پنجره ها را می بستی پرده ها را می کشیدی و می رفتی .
آه زیبای ِ من ... .
Comments Off
I’ve been addicted to you
لبخندی زد و زیر ِ لب زمزمه کرد فقط غم ِ کوچک و بی اهمیتی است" که در آستانه ی ِ جانم توقفی میکند "لحظه ای نگاهم میکند ... و میرود .
سال مرگ ِ ریکاردو ریش - ژوزه ساراماگو
Comments Off
| « Previous Page |