ح.م


تا بی گانه گی

ارسال شده در نه چندان سپید توسط ح . م در ۳۱م تیر ۱۳۸۷

تمام ِ طول ِ روز را
در کنار ِ پنجره ها بودم
و نگاهم
چه اصراری داشت
تا در میان ِ شاخه های ِ تکیده ی ِ پاییزی
سرگردان باشد

تو گفتی : پرنده را ببین
که چه تنها مانده
در آغوش ِ خاطرات ِ گم شده
و من از ابرهای ِ بی باران پرسیدم
تا بی گانه گی
چقدر
راه مانده

Comments are closed.